X
تبلیغات
...فرزاد حسنی و

...فرزاد حسنی و

به بهانه نمایشگاه کتاب که توی این ماه بود من۲تا کتاب پیشنهادی از اقای حسنی که توی برنامه ها گفته بود خریدم که یکیش نورالدین پسرایران و دومیش کتاب فوت کوزه گری نوشته مصطفی رحماندوست است که هر دو کتاب بسیار زیاد ادمو سر ذوق میاره واسه خوندنشون .

اگه هر کدوم از شما دوستای خوبم کتاب ها و یا فیلم هایی که اقای حسنی در برنامه های چه فرصتی چه شبی عنوان کردن رو میدونید در قسمت نظرات قرار بدید تا من توی وب بذارم تا دوستان ازشون استفاده کنند

+نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1392ساعت11:54توسط مریم | |

دیروز به همراه پدر ومادرم برای دیدن نمایشنامه خوانی به سمت فرهنگسرای رسانه حرکت کردیم ما از قبل بلیط رزرو کرده بودیم ومسول کافه به من گفت برای دریافت بلیط ساعت ۸:۳۰ اینجا باشید از شانس بد ما یه کاری برای پدر پیش امد و ما ساعت ۹ به فرهنگسرا رسیدیم موقعی رسیدیم که دیگه همه صندلی ها پر شده بودن و ما مجبور شدیم صندلی اضافه بگیریم و در اخرین ردیف نشستیم البته دردسرتون ندم من که خودم تمام نمایشو ایستاده دیدم.

نمایش شروع شد و بازیگران وارد شدن که در میان انها فرزاد حسنی با ورودش نگاه همه رو به خودش جلب کرد بازیگران نقش های خودشونو اعلام کردن که فرزاد حسنی نقش کلاه به سرو اجرا میکرد و نقش طنزی داشت که در این نمایش عاشق دخترها بود.کامران تفتی نقش حسام بود که مخالف دخترها بود و پریناز ایزد یار نقش ساره بود.

در این نمایش تیکه های طنز فرزاد حسنی خیلی با مزه بودن البته کمی هم تیکه های بی ادبی داشت که من حسابی پیش مامان بابام خجالت کشیدم...

این نمایش ۲ساعت طول کشید وتمام شد وبازیگران به سمت کافی شاپ کافه کتاب رفتند که بعد از مدت کوتاهی بیرون امدند که کامران تفتی اولین نفری بود که بیرون امد و بدلیل مشغله کاری زود رفت .نفر بعدی فرزاد بود که اون هم زود میخواست بره ولی عکاس ۲ عکس از فرزاد وپریناز ایزدیار انداخت و رفت البته من بیرون رفتم و از ایشون عکس گرفتم البته به کمک بابام چون ایشون داشت میرفت بابام گفت اگه میشه ازتون عکس بگیریم (بابام دیگه)که واستون میزارم فیلم هم گرفتم که گوشیم هنک کرده و نشون نمیدش اینم از شانس منه دیگه...!

در اخر فرزاد همراه با سجاد شهرابی و امیر منوچهری و مریم جلینی رفتند .این بود گزارش ما

 

منبع عکس :سایت قطره وباران

اینم عکس جناب فرزاد خان حسنی در پایان نمایش که با کلی التماس کردن عکاس حاضرشد بره جلوی دوربین عکاسی اون خانمی که در کنارش هست هم پریناز ایزدیاره که البته فقط قسمتی از دستش مشخصه

این عکسو خودم از اقای حسنی گرفتم یعنی همون عکسی که گفتم موقع رفتن بابام ازش گرفت هست البته ببخشید کیفیتش خوب نیست چون با موبایل گرفتیم اونجا خیلی تاریک بود یه کم تارشده.

فیلم قسمت هایی از برنامه ام دارم ولی هرچی سعی کردم نشد توی وب بذارم  دلیل دیر گذاشتن عکسم همین بود میخواستم فیلمو عکسو باهم بزارم که نشد.امیدوارم خوشتون بیاد

 

+نوشته شده در شنبه هفتم اردیبهشت 1392ساعت18:41توسط مریم | |

از هفته آینده نخستین dvd رالی ایرانی در فروشگاههای سراسر کشور عرضه خواهد شد. مسابقه اول رالی ایرانی تنها در 3 دی وی دی منتشر شده است که هر دی وی دی شامل دو قسمت است.
به عبارت دیگر اولین مجموعه رالی ایرانی 6 قسمت است طی سه دی وی دی عرضه خواهد شد. این فیلم مسابقه Reality show در پایان ششمین قسمت تمام می شود. و مجموعه دوم با هنرمندان دیگر و ماجراهایی متفاوت ساخته و عرضه خواهد شد.
پیش تولید مسابقه دوم (سری جدید رالی ایرانی) از مدتی قبل آغاز شده است. و گروه طراحان در حال طراحی فیلمی با هیجان بیشتر و چالشهایی جذاب تر هستند.

+نوشته شده در یکشنبه یکم اردیبهشت 1392ساعت11:25توسط مریم | |

محمد میرعلی اکبری نویسنده و کارگردان تئاتر- بعد از 6 سال دوری از صحنه نمایشنامه «سفر به نهایت دور» را برای کمک به موسسه‌ی «محک» نمایشنامه‌خوانی می‌کند.

این هنرمند تئاتر به خبرنگار بخش تئاتر خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، گفت: این نمایشنامه را با نقش‌خوانی مجید آقا کریمی، فرزاد حسنی، پریناز ایزدیار، کامران تفتی، زری کریمی، رامین سیاردشتی، بنفشه نجاتی،‌ محمدرضا مالکی و سجاد شهرابی نمایشنامه‌خوانی می‌کنیم.

به گفته او؛ این نمایشنامه روزهای 5 و 6 اردیبهشت ماه در کافه کتاب واقع در فرهنگسرای رسانه نمایشنامه‌خوانی می‌شود.

میرعلی اکبری که خود متن این نمایشنامه را نوشته است، درباره‌ی داستان آن توضیح داد:‌فضای این متن و هم واقعیت است و متن در سه ژانر مختلف اجرا می‌شود.

او درباره دوری 6 ساله‌اش از صحنه گفت: معمولا شیوه‌ی مدیریتی تئاتر به گونه‌ای است که در هر دوره افراد خاصی می‌توانند کار کنند اما معتقدم نباید صحنه را ترک کرد و امیدوارم این نمایشنامه‌خوانی بهانه‌ای شود برای ادامه‌ی کار گروه‌ ما و بتوانیم همین متن را با حمایت یک تهیه کننده خصوصی به صحنه بیاوریم.

به گزارش ایسنا، این برنامه کاری از گروه تئاتر «اقیانوس» است، ساعت 21 روزهای 5 و 6 اردیبهشت نمایشنامه‌خوانی می‌شود و تمام درآمد آن برای کمک به کودکان مبتلا به سرطان به موسسه «محک» اهدا می‌شود.

محمد میرعلی اکبری پیش از این نمایش‌هایی همچون «آرتیگوشه»، «آگا ممنونیزم»، «رومئو و ژولیت»، «هملت ماشین»، «دخترک کبریت فروش»، «دوران دیرینه سنگی» و ... را به صحنه برده است.

+نوشته شده در یکشنبه یکم اردیبهشت 1392ساعت10:38توسط مریم | |

سلام به شما دوستای گلم این اولین پست در سال جدید هست که میزارم.در ضمن به دلیل اینکه در یک هفته گذشته تهران نبودم نتونستم پستی در رابطه با در گذشت عسل بدیعی بزارم من همین جا در گذشت این هنرمند عزیز به شما و دوستدارانش تسلیت میگم.

من برای تشیع پیکر عسل بدیعی رفته بودم اما همون روز مسافرت رفتم و نتونستم خبرهای اون روزو بزارم و همون روز اقای حسنی رو دیدم و از ایشون برای اجرای مراسم تشیع دعوت کرده بودند که در اخر اجرای برنامه به یک مجری دیگر سپرده شد.

در این پست چند عکس که میدونم بیشترشو دیدین برای یاداوری سال های پیش قرار بدم که امیدوارم خوشتون بیاد.

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1392ساعت0:0توسط مریم | |


مژده ای دل که دگرباره بهار آمده است /خوش خرامیده و با حسن و وقار آمده است
به تو ای باد صبا می دهمت پیغامی / این پیامی است که از دوست به یار آمده است
شاد باشید در این عید و در این سال جدید / آرزویی است که از دوست به یار آمده است


عید نوروزپیشاپیش برهمه ی خوبان وعزیزان تبریک وتهنیت باد

در این اخرین پست سال ۹۱ یک مصاحبه از اقای حسنی براتون گذاشتم.امیدوارم در سال ۹۲ شاهد حضور فرزاد حسنی در برنامه هایی مانند کوله پشتی سریالی مانند مسافری از هند وبرنامه های رادیویی مانند چه فرصتی چه شبی باشیم.

طبق معمول لطفا از خودتان بگویید چه می کنید؟ و چه هدفی دارید؟ در دنیای هنر به دنبال چه هستید؟

 سخت ترین سوال دنیا همین هایی بود که پرسیدید هر کسی برای خود جوهره ای داره خدا یک چیزی به او می دهد چیزی که در درون همه وجود دارد کلمه ودیعه عنوان قشنگی است بگوییم هدیه تا قابل لمس باشد حالا باید این را به کمال برسانی پس ابتدا باید به شناخت خود و معرفت نفس بپردازیم سپس شناختی که از اسباب و وسایلی که در دست داریم و بعد هم حرکت وقتی اینها را شناختی راه را هم پیدا خواهی کرد حالا می توانی بتازی و هیچ کسی هم به پای تو نمی رسد

آقای حسنی اگر یک تلویزیون شخصی داشتید چه کار می کردید؟

راستش را بخواهید من در حال حاضر دلم را به این خوش کرده ام که یک برنامه شخضی داشته باشم!هیچ وقت آرزوهای انچنانی نمی کنم چون چنین چیزهایی نشدنی است منتهای مطلب سبک کار هر کس با 5 دقیقه حرف زدن معلوم می شود یعنی مشخص می شود که طرف می خواهد چه کار کند همیشه سعی کرده ام برنامه هایی را اجرا کنم که از جنس دل خود مردم باشند حالا در برنامه خودم هم دارم این کار را انجام می دهم اینکه می گویم برنامه خودم منظور این نیست که همه کاره برنامه هستم همه می دانند که کارگردان و تهییه کننده و گزارشگرو... نقش دارند به این دلیل است که قسمتی از خودم را در آن برنامه جا می گذارم یعنی قسمتی از وجود من در آن برنامه جا می ماند

به عنوان یک مجری موفق بگویید چه فاکتورهایی را باید در نظر گرفت؟

هر کس بخواهد وارد این حرفه شود قبل از هر چیز باید درست صحبت کند حرف زدن معمولی خود را بلد باشد اگر امروز می بینید که برخی از مجریان به این دلیل است که حرف زدن عادی را هم بلد نیستند پس مجبور می شوند که صدایشان را عوض کنند یا از کلمات فاخر استفاده کنند این عده نمی توانند مثل مردم عادی صحبت کنند به همین دلیل است که خودشان را پشت کلمات فاخر پنهان می کنند در صورتی که اولین نکته در این نهفته است که مجری بتواند به احتی صحبت کند مخارج حروف را درست ادا کند کلمات به درستی در دهانش بچرخد پس از آن باید اطلاعات کافی داشته باشد باید بتواند شعر بخواند قصه بخواند متن خبری بخواند اما متاسفانه کمتر چنین مواردی را مشاهده می کنیم عده کسانی که بتوانند این چنین باشند انگشت شمار است

آقای حسنی آدم رک گویی هستید آیا این صراحت موجب آزار و اذیت کسی یا خودتان نشده است؟

اگر این رک گویی خودم را اذیت می کرد حتما مانعش می شدم چون مازوخیسم ندارم و خود آزار هم نیستم اگر دیگران را هم اذیت می کرد باز هم جلویش را می گرفتم چون سادیسم هم ندارم پس معلوم است که هیچ کس را اذیت نمی کند اما اینکه بخواهی حرفی بزنی که به هیچ کس برنخورد باید حرفهای بی بو و خاصیت بزنی در فرهنگ کلامی من ورود حرفهای بی بو و خاصیت و کلیشه ای ممنوع است من موقعی دهان خود را باز می کنم که حرف تازه ای داشته باشم

از چه چیزی خیلی وحشت دارید؟

از اینکه یک زمانی نگاه سومی که به خود دارم را از دست بدهم من همیشه کار خودم را کنترل می کنم می ترسم این دیدگاه را از دست بدهم جالب است که من یکی از بی رحم ترین نقادان خودم هستم هیچ کس به اندازه خودم از خودم ناراضی نیست

برف را بیشتر دوست دارید یا باران را؟

من تنها آدم رمانتیکی هستم که از باران خوشم نمیاید برف خیلی رویایی تر است ضمنا عکس هیی با پشت زمینه برف هم خیلی شاعرانه هست

وسیله نقلیه مورد علاقه تان؟

من از اتوبوس سواری واقعا لذت می برم حال انکه اگر سوار اتوموبیل شوم چند نعمت خوب را از دست می دهم قبل از همه ارتباط با مردم خوبمان در ثانی از مطالعه عقب می افتم در آن فرصت هایی که باید بنشینم وصنودق عقب ماشین جلویی را ببینم ترجیح می دهم مطالعه کنم من عاشق سر و کله زدن اول صبح با راننده های تاکسی هستم و عاشق شوخی و ارتباط برقرار کردن با مردم

اهل شب بیداری هستید؟

نه اتفاقا اغلب بر و بچه و دوستان هنرمند می گویند زندگی از شب شروع می شود اما من ساعت 10 و11 که به خانه می رسم پلکهایم سنگین شده اند دیگر شب را برای خوابیدن گذاشته اند و باید خوابید

ایده آل شما در زندگی چیست؟

من همیشه دوست داشته و دارم که در حرفه ام به جایگاهی برسم که مردم روی کارم حساب باز کننند و بنابراین هر تلاشی هم برایش می کنم

چه نقشی را دوست دارید که آن را به شما پیشنهاد دهند؟

سلمان فارسی شخصیت سلمان رو خیلی دوست دارم

اگر قرار باشد فرزاد حسنی تا آخر عمر در یک اتاق زندگی کند و به جز خورد و خوراک تنها 3چیز داشته باشد ترجیح می دهید آن سه چه باشند؟

کتاب برایم تهییه کنند و یک کرسی و تلویزیون م بدهن دیگر هیچ چیز نمی خواهم و از جایم تکان نمی خورم

رفیق باز هستید؟

رفقایم را خیلی دوست دارم ولی اصولا هر چه با باز ترکیب شود خراب می شود مانند تمبر باز،فیلم باز، فیق بازو..این عشق خارج از تحمل و کنترل است که به دنبالش یک باز هم می آورند من اصولا با رفقایم زندگی می کنم و خیبلی هم دوستشان دارم

بهترین تفریحتان چیست؟

کتاب خواندن و تماشای فیلم و حرف زدن با کسی که دلم باز شود

وقتی عصبانی می شوید چه می کنید؟

داد می زنم هر چه را جلوی دستم باد می شکنم حتی هنگام اجرای برنامه هر وقت عصانی شوم اعلام می کنم آدم باید همیشه احساساتش رو بروز دهد منتهی کنترلش کند البته قبلا مرغ خوری می شکستم الان بشقاب تا به لیوان و نعلبکی و.. برسد !!

خواننده مورد علاقه کیست؟

محمدرضا شجریان انتخاب اول و آخر من است در موسیقی پاپ هم عصار را دوست دارم

منبع:ارشیو مصاحبه

 

+نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1391ساعت20:23توسط مریم | |

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1391ساعت13:4توسط مریم | |

دیروز به همراه خانواده برای سومین بار و  اخرین بار برای دیدن نمایش به تماشاخانه ایرانشهر رفتیم در سالن انتظار در حدود های ساعت ۵:۵۰ فرزاد حسنی وارد تماشاخانه شد که قبل از ایشون دیگر بازیگران امده بودند.ساعت ۶:۴۰ وارد سالن برای دیدن نمایش شدیم وطبق معمول شاهد دیدن نمایش و بازی خوب بازیگران شدیم .ازجمله مهمانان ویژه که برای دیدن امده بودند میتوان به قطب الدین صادقی اشاره کرد که کامران تفتی نمایش دیروز به ایشون تقدیم کرد.

در پایان نمایش تا ساعت ۸ منتظر اقای حسنی شدیم که ایشون تشریف فرما شدن وافتخاری دادن و عکس انداختند.از اقای حسنی در رابطه با برنامه های نوروز پرسیدم که ایشون گفتن اصلا در رابطه با ویژه برنامه سال تحویل با من صحبت نشده همچنین در باره سلام بابا پرسیدم که گفت اصلا صحت نداره ومن در چنین برنامه ای نیستم.

اینم از عکس دیروز

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1391ساعت10:37توسط مریم | |

با سلام یه شما دوستای خوبم امروز با چند روز تاخیر می خوام از روز سه شنبه که همراه دوست عزیزم صونا برای دیدن نمایش یاداشتی برای سهراب رفتیم براتون بگم البته این نمایش هم من و هم صونا جان در تاتر فجر دیده بودیم.

من ودوستم ساعت ۵ روز سه شنبه به پارک هنرمندان رسیدیم بعدار پرس وجو تماشاخانه ایرانشهر وپیدا کردیم وبعداز ورود وگرفتن بلیط وارد سالن انتظار شدیم همونطور که انتظار داشتیم کسی نبود تنها خانم گلاب ادینه بود که در قسمتی از سالن روی صندلی نشسته بود و با موبایل مشغول صحبت کردن بود ما هم در سمت دیگر سالن نشستیم و منتظر بودیم تا ساعت ۶:۳۰ بشه و وارد سالن بشیم بعد مدتی کامران تفتی امدوبرای تمرین سمت تالار سمندریان رفت .بعد از کمی نشستن با پیشنهاد دوستم برای هواخوری به قدم زدن در پارک رفتیم .ساعت ۵:۳۰ برگشتیم که غیر از ما در سالن انتظار ۲ نفر دیگه اضافه شده بود.من وصونا در حال صحبت بودیم که اقای حسنی بالاخره تشریف فرما شدند و من که حسابی هول شده بودم بلند گفتم وای صونا فرزاد حسنییییییی...

با گفتن من اقای حسنی یه نگاه به من کرد و خندید و من باز با دستپاچگی بهش سلام کردم که باز حسابی ضایع شدم

بعد از اقای حسنی هنرمندانی که امدند خانم شهلا ریاحی ـحسن معجونی ـشیرین یزدانی ـصابر ابر ـستاره پسیانی ومحمد حاتمی والبته ثمره عزیز هم که در برنامه ماه عسل بود هم از جمله مهمانان حاضر بود که من و صونا باهاش دوست هم شدیم.

ساعت ۶:۴۵ ما وارد سالن نمایش شدیم و نمایش شروع شد ودوباره بازیگران خوش درخشیدن ودر نهایت با اتمام نمایش از سالن خارج شدیم ومنتظر اقای حسنی شدیم که با گذشت ۲۰ دقیقه ایشون نیامدند وما از تماشاخانه خارج شدیم و با یه خاطره خوش و به یادماندنی از تاتربه خونمون بازگشتیم

 

+نوشته شده در یکشنبه بیستم اسفند 1391ساعت1:6توسط مریم | |

+نوشته شده در چهارشنبه دوم اسفند 1391ساعت14:4توسط مریم | |